در حال بارگذاری...
در حال بارگذاری...
اداره کل نوسازی مدارس استان مرکزی

گفتگو با محمد مهدی همتی خیر اولین مدرسه اوتیسم در استان مرکزی : کسی که تحصیل دانش آموزان با وضعیت ویژه ،برایش مهم بود .

به گزارش روابط عمومی اداره کل نوسازی،توسعه و تجهیز مدارس استان مرکزی، اولین مدرسه اوتیسم استان مرکزی توسط خیر نیک اندیش آقای محمد مهدی همتی ساخته شده است .

در گفتگویی با وی نشستیم تا از چگونگی تصمیمش در این راه مطلع شویم که در ادامه میخوانید:

محمد مهدی همتی خیری که اولین مدرسه اوتیسم را در اراک ساخت و دنیای سلامت و درمان را با عرصه تعلیم و تربیت درآمیخت.
او سال‌ها در راه خدمت به سلامت جامعه گام برداشته بود، روزی با صحنه‌ای روبه‌رو شد که مسیر زندگی‌اش را به سمتی جدید رهنمون کرد.
کودکی با نیازهای ویژه در کلاسی عادی، با مادری پریشان که از بیرون اورا مراقبت میکرد و مدرسه ای که برای وضعیت او نامناسب بود .
این اتفاق، تصمیم ایجاد نخستین مدرسه اوتیسم استان مرکزی را در ذهن او ایجاد کرد.
مدرسه ای امن که در آن، آموزش و درمان توامان، فرزندان را پرورش میدهند.
اینک، به گفتگو با او نشستیم و از نخستین تصمیم تا آرامشی که امروز، زیباترین تصویر در آن مدرسه است.
سال‌ها در عرصه سلامت فعالیت میکردم ، در کنار تمام جراحی‌ها و درمان‌ها،به فکر ساختن مدرسه ای افتادم .
اما گویی جویای کار بهتری بودم؛ جایی که آموزش و درمان، در کنارهم ، برای فرزندانم موثر واقع شوند.
این اندیشه، آرام‌آرام در ذهنم بیشتر شد تا روزی که قدم به مدرسه‌ای عادی گذاشتم و صحنه‌ای دیدم که من را به فکر فرو برد .
در آن کلاس، کودکی با چشمانی که به جای تخته سیاه، به بیرون و به مادرش خیره شده بود، کنار همکلاسی‌هایش نشسته بود، اما مادرش نگران فرزندش بود .
مادری مضطرب، همراه با استرس، پشت در کلاس ایستاده بود، نگران از این که اگر برای یک لحظه کودکش را تنهابگذارد آرامش همکلاسی هایش را بگیرد .
نگاه‌های سنگین دیگران مادر و دانش آموز را اذیت میکرد .
پچپچهای آزاردهنده بچه ها او را دچار عذاب وجدان میکرد
و او احساس میکرد با دیگران متفاوت است .
گویی آموزش و پرورش، هم به کودک اُتیسم فشار می‌آورد هم به خانواده‌اش، و هم به معلمی که منابع کافی در اختیار نداشت.
آنجا فهمیدم درد مشترک این خانواده‌ها، تنها یک مکان ویژه را طلب میکند .
پس ساخت اولین مدرسه اوتیسم استان مرکزی آغاز شد.
هر کلاس، هر راهرو، هر فضای بازی و اتاق درمان، با این امید طراحی شد که آسایش را مهمان لحظه‌لحظه زندگی این دانش‌آموزان و خانواده‌های فداکارشان کند.

امروز، آسودگی خاطر، زیباترین تصویری است که در آن مدرسه می‌بینم.

کودکی که بدون ترس از قضاوت تحصیل میکند، مادری که با اطمینان خاطر، فرزندش را به مدرسه می آورد و برای ساعتی نفس می‌کشد، و معلمی که بالاخره می‌تواند در فضایی مجهز به تدریس بپردازد.

اینجا تنها یک مدرسه نیست؛ یک پناهگاه امن برای آموزش و پرورش دانش آموزان است.

گاه به یاد آن روز و آن مادر مضطرب می‌افتم و امروز چهره‌های آرام والدین را می‌بینم.

می‌دانم که این آرامش، بزرگ‌ترین شفای من، به عنوان یک خیر سلامت‌محور بوده است.

این مدرسه، زنجیره‌ای از مهربانی را به گردش درآورده که درمان را با اموزش همراه کرده ، و ثابت کرده که گاهی بزرگ‌ترین معالجه، فراهم کردن فرصتی برابر برای شکوفایی است.